معاونت پژوهش با همکاري گروه و انجمن علمي-پژوهشي فقه و اصول اقدام به برگزاري سلسله نشستهاي تخصصي با محوريت احکام فقهي نموده است.
در همين راستا اولين نشست تخصصي از اين سلسله نشستها با موضوع «نکاح» روز دوشنبه مورخ 09/09/88 ساعت 13 الي 15 در اتاق جلسات مؤسسه آموزش عالي شهيده بنتالهدي با حضور استاد محترم سرکار خانم کريمي با حضور بيش از 40 نفر طلاب برگزار گرديد.
مباحث مطرح شده توسط استاد بدين قرار ميباشد:
محور های مورد بحث:
1- اقسام نکاح
2- شرایط نکاح
3- حقوق زوجین
4- قاعده الزام در باب نکاح
مقدمه
اساس تشریع از آن خداوند است که از طریق رسول الله بیان شده است. قرآن فلسفه کلی شریعت و انگیزه ارسال پیامبران را چنین بیان می کند:«.....یأمرهم بالمعروف و ینههم عن المنکر و یحلِِِِ لهم الطیبات و یحرم علیهم الخبائث و یضع عنهم امرهم و الاغلال التی کانت علیهم» اعراف/56؛ آنان را به نیکی فرا می خواند و از ناپسندیها باز می دارد، پاکیها را به آنها حلال می کند و پلشتی ها را تحریم می کند، بارهای سنگین را از دوش آنها برمی دارد و زنجیر از آنان بر می گیرد. پس اساس حلال بودن، پاکی و علت تحریم، خبائث است و هدف تشریع حرام سخت گیری و محروم نمودن انسان ها از بخشی از نعمات زندگی به عنوان منع شرمی و حرام نیست بلکه هدف برداشتن موانع از مسیر کمال آدمی و ایجاد زمینه ای برای شکوفایی استعدادهای فطری آدمی است و اگر چیزی تحریم شده استبدان سبب است که در ورای نفع ظاهری آن، ضرر و زیان برای فرد و جامعه داشته است.
در مورد غرایز نیز قرآن کریم می فرماید:« قد افلح من زکیّها و قد خاب من دسیّها» شمس/9و10؛ هر کس که نفس خود را تزکیه نمود، رستگار شد و هر آن کس که آن را واپس زد، بیچاره شد.
پس در اینجا نیز اصل نه بر سرکوبی و واپس زدن غرایز، بلکه بر تزکیه و رشد و پرورش دادن آن است و این گاهی با میدان دادن به غرایز و گاهی با جلوگیری از آن صورت می گیرد. همانند باغبانی که در عین کود و آب دادن به درخت، گاهی هم شاخه های اضافی آن را می زند و از رشد ناموزون آن جلوگیری می کند. راه اصولی پرورش و تزکیه غرایز آن است که در عین تجویز معتدل روابط جنسی، اسلام راه میانه را برگزیده است و می توان گفت که اسلام، آزادی جنسی را سامان یافته کرده و بی توجهی به غرایز در حد رهبانیت، تحریم کرده است. دعوت به سرکوبی غرایز و رهبانیت بنام دین و تقوی و زهد به همان اندازه نامشروع و مخالف شریعت اسلام است که دعوت به آزادی مطلق جنسی در اسلام برای حل صحیح مشکل جنسی، همسر گزینی را برگزیده است و درست است که هدف از تشریع ازدواج، بقای نسل است لکن ارضای غریزه و دستیابی به آرامش روانی نیز مد نظر شارع بوده است.
و من آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجاً لتسکنوا الیها و جعل بینکم مودة و رحمة ان فی ذلک لآیات لقوم یتفکرون. بنابراین چشم پوشدن از غرایز و سرکوب کردن آن به ویژه دراوج جوانی که موجب پیدایش آلام روحی و خطرناک گردد امری نادرست و مخالف شرع اسلام است. لذا ازدواج را درصورت نیاز واجب دانستهاند.ازداج به صورت دائمی و موقت می باشد. در ازدواج دائم، اصل بر امری بودن مقدرات است اما در ازدواج موقت مخیره بودن مقررات باعث شده که طرفین بتوانند روابط خود را آزادانه تعیین کنند.
ازدواج موقت یا متعه در اسلام مشروع است و در سوره نسا/24 بع این امر اشاره شده است:« و احل لکم ما وراء ذلکم ان تبتغوا بأموالکم محصنین غیر مسافحین فما استمتعتم به منهنّ فاتوهنّ اجورهنّ فریضة.» غیر از مواردی که برشمردیم، بر شما حلال است با مال خویش(با پرداخت مهر) زنی به همسری برگزینید و پاکدامن باشید و به زنا آلوده مگردید و مهر زنانی را که به متعه می گیرید بپردازید که این بر شما واجب است.
اهل سنت قائلند که متعه در آغاز اسلام مشروع بوده ولی بعداً منسوخ شد و با مراجعه به شواهد تاریخی به این نتیجه میرسیم که روایاتی که اهل سنت در نسخ متعه بیان می کنند همه دچار اضراب و تعارض هستند و نمی توان به آنها استناد کرد و نسخ آیه با آیه مورد قبول است و آیه ای در منسوخیت متعه نداریم و تحریم از ناحیه خلیفه دوم صادر شده است و خلیفه دوم بیان می کند که سه چیز در عهد رسول الله (ص) بود که من آنها را نهی می کنم و حرام می گردانم و انجام دهنده آنها را مجازات میکنم:
1- متعه زنان
2- متعه حج
3- حی علی خیر العمل
و اگر متعه در زمان پیامبر نسخ شده بود نباید عمر تحریم را به خود نسبت می داد و یا اگر د رزمان پیامبر نسخ شده بود چرا در زمان ابوبکر همچنان رایج بود؟ لذا معلوم می گردد که دلیلی بر نسخ متعه جز از ناحیه خلیفه دوم موجود نمیباشد.
اصل بر ازدواج دائم است ولی در مواردی نیاز می گردد که ازدواج موقت صورت بگیرد مثلا در عصر جدید فاصله بین بلوغ طبیعی با بلوغ اجتماعی و تشکیل خانواده زیاد شده است.
دوران بلوغ طبیعی، سنین بحران جوانی و نمو غریزه جنسی و سختی مقاومت در برابر تمایلات غریزی است و جوانان به بهانه تحصیل علم و کسب دانش از بهترین لذایذ عمر محروم می گردندو امکان ازدواج دائم برایشان میسر نیست در نتیجه دو راه بیشتر باقی نمیماند: 1- جوانان را به حال خود رها کنیم و به یک پسر یا دختر اجازه دهیم با دهها نفر روابط نامشروع داشته باشند که در اینصورت چنین پسران و دخترانی با چنین روابط فراوان و بیحد در دوران تحصیل پس از ازدواج دائم مرد و زن زندگی نخواهند بود و از طرفی نمی توانیم دوران بلوغ را به تاخیر اندازیم و نه تمام جوانا حاضرند که یک دوره رهبانیت موقت را طی کنند.2- پس باید راه دوم که ازدواج موقت است را پذیرفت تا هم زن را محدود کند که در آن واحد زوجه چند نفر نباشد و بدنبال آن هم خواه نا خواه مرد نیز تا حدی محدود می شود و از این طریق جلوی فساد و فحشا گرفته می شود.
سوال: آیا ازدواج موقت یک نوع زنا و فحشا است و فقط با صیغه از هم جدا می شوند و در ماهیت با هم یکی هستند؟
ازدواج موقت فقط با لفظ صیغه از زنا جدا نمی شود بلکه مقرراتی همچون ازدواج دائم دارد یعنی در تمام آن مدت منحصرا زن در اختیار همان مرد باید باشد و بعد عده نگهدارد و اگر فرزند بدنیا آورد تمام احکام فرزند که د رازدواج دائم است اجرا می شود در حالیکه در فحشا هیچ یک از شرائط و قیود بالا اجرا نمی شود.
تفاوت های ازدواج دائم و موقت
1- ذکر مدت
2- تعیین مهریه که این ئو شرط از شرائط لازم برای ازدواج موقت است و بدون وجود انها عقد باطل است.
3- عدم وجود نفقه مگر اینکه در ضمن شرط نفقه قید شود.
4- عدم ارث بردن زوجین مگر اینکه در ضمن عقد شرط ارث بردن قید شود.
5- عده در ازدواج دائم 3 طهر است که بعد از طلاق باید زن از ازدواج خودداری کند ولی در ازدواج موقت 2 طهر است که بعد از اتمام مدت عقد باید زن به مدت 2 طهر از ازدواج خودداری کند ، البته بعضی از زنان عده ندارند مثل زنی که با او نزدیکی نشده یا دختر صغیره و یا زن یایسه.
6- جدایی زن و مرد در ازدواج دایم با طلاق صورت می گیرد ولی در ازدواج موقت با اتمام مدت عقد، خود بخود عقد منتفی میشود و نیازی به طلاق ندارد.
7- در ازدواج دایم مرد بیش از 4 زن دایم همزمان نمی تواند داشته باشد ولی در ازدواج موقت نامحدود است.
شباهت های ازدواج دائم و موقت
1ـ هر دو نیاز به صیغه دارد و صیغه باید لفظی باشد و عقد مکاتبه ای باطل است.
2ـ رضایت زن و شوهر.
3ـ اذن ولی در ازدواج دختر باکره رشیده؛ منظور از ولیّ: پدر و یا جد پدری است در صورت نبود پدر یا جد پدری دختری نیازی به اذن ندارد و مادر یا برادر ولی او حساب نمی شوند. بکارت فقط با آمیزش شرعی اگر از بین رفت در آن صورت اذن ولی شرط نیست ولی اگر به نحو دیگر از بین رفت باز اذن ولی شرط و لازم است.
4ـ حرمت بعضی از افراد با ازدواج دائم و موقت مثل ؛الف)حرام ابدی شدن عروس بر پدر شوهر یا داماد بر مادر زن ،ب) حرام بودن ازدواج بطور همزمان با دو خواهر.
5ـ تعهد نسبت به فرزند، اگر فرزندی از طریق ازدواج دائم ویا موقت بوجود آمد والدین نسبت به او مسئول هستند و ملحق به پدر و مادر می شود.
سوال : اگر نکاح بدون اذن ولی صورت گرفته باشد چه حکمی دارد؟
عقد باطل است و باید زن و مرد از هم جدا شوند و زن باید عده نگه دارد.
سوال : ازدواج در حال عده چه حکمی دارد؟
الف ـ با غیر شوهر؛1ـ قبل از دخول، عقد باطل و در صورت علم به حکم زن و مرد بر هم حرام ابدی می شوند و در صورت جهل بعد از انقضاء عده می توانند دوباره ازدواج کند.
2ـ بعد از دخول، حرام ابدی.
ب ـ با شوهر؛ 1ـ طلاق رجعی؛ در حال عده جایز است.2ـ طلاق بائن؛ جایز نیست ولی اگر ازدواج صورت بگیرد گناه کرده و عقد باطل است ولی حرام ابدی نمی شوند.
عده طلاق 1 ـ زنان حامله : بعداز وضع حمل؛چه دائم چه موقت
2ـ زنان غیر حامله الف ـ دائم: 3 طهر یا 3حیض و کسی که حیض نبیند3 ماه
ب ـ موقت: 2طهر یا 2 حیض و کسی که حیض نبیند2ماه
1ـ زنان حامله : ابعد الجلین از وضع حمل و 4 ماه و 10 روز
2- زنان غیر حامله : 4 ماه و 10 روز چه دائم و چه موقت |
اقسام عده
ب ـ عده وفات
حقوق زوجین
الف ـ حقوق مالی :1- مهریه 2- نفقه 3ـ ارث
ب ـ حقوق غیر مالی :1ـ حق قسم 2ـ همخوابی در حریم 4شب
3ـ حق همبستری در هر 4 ماه |
حقوق زوجه بر زوج در عقد دائم
1- حق استمتاع
2- آرایش و پیرایش زوجه
3- عدم خروج زن از منزل بدون اجازه شوهر
4- عدم صحت نذر بدون اجازه شوهر حتی در مال خود زن
|
حقوق زوج بر زوجه در عقد دائم
سوال : آیا زن اگر نفقه را پس انداز نماید آیا مال خود اوست؟
اگر مرد به قصد تملیک به زن دادن؛ اضافه آن ملک زن است و بدون اجازه شوهر می تواند خرج کند.
ولی اگر به قصد خرجی منزل دادن؛ اضافه آن ملک مرد است و بدون اجازه شوهر نمی تواند خرج کند.
سوال : آیا زن به محض عقد مالک مهریه میگردد؟ قبل از همبستری؛ نصف مهریه می گیرد.
با عقد زن مالک مهریه می گردد اما به نحو متزلزل بعد از همبستری؛ مالک تمام مهریه می شود.
سوال : در چه مواردی لازم نیست زن برای خروج از منزل اجازه بگیرد؟
1- برای کسب معارف اعتقادی، فراگیری وظایف شرعی الزامی به مقدار ضروری
2- برای معالجه بیماری چنانچه درمان در منزل امکان نداشته باشد
3- برای فرار از ضررهای مالی و جانی و عرضی
4- برای انجام واجبات عینی که متوقف بر خروج از منزل است مثل سفر حج
5- ماندن در منزل توام با عسر وحرج غیر قابل تحمل باشد
6- برای تامین معاش چنانچه شوهر او قادر نباشد یا از انفاق سرپیچی کند
7- برای تظلم و دادخواهی
8- در ضمن عقد شرط اشتغال به کار در بیرون از منزل کند و شوهر قبول کرده باشد
اگر زوجین از حقوقی که اسلام برای آنان معین نموده است سر پیچی نمایند و نشوز تحقق پیدا می کند و در صورتی که زن ناشزه گردد نفقه او بر عهده شوهر نیست و در صورتی که مرد ناشز گردد زن حق ترک منزل را ندارد و از طریق رجوع به حاکم شرع باید اقدام کند و حاکم شرع با تعزیر و در صورت تخلف مجدد مرد را مجبور به طلاق و در صورت امتناع مرد از طلاق، از سوی دادگاه در صورتی که نشوز مرد ثابت شود طلاق صادر می گردد.
بعضی از موارد نشوز مرد
1ـ ترک انفاق 2ـ ترک قسم 3ـ ترک مواقعه 4- ترک زندگی خانوادگی به عمد 5- سوء معاشرت 6ـامتناع زوج از پذیرفتن زوجه در سکنای خود (عدم تدارک مسکن مشترک از سوی مرد برای همسر خود) 7ـ اعتیاد مضر 8ـ ارتکاب جرمی که مغایر با شان همسر است و ....
بعضی از موارد نشوز زن
1ـ آماده نساختن خود برای کامیابی و عدم تمکین از سوی زن
2ـ بیرون رفتن از خانه بدون اجازه
سوال : در صورت ندادن نفقه آیا تمکین از ناحیه زن واجب است؟
بله، واجب است و برای گرفتن نفقه باید از طریق حاکم شرع اقدام کند.
1ـ غیر کتابی؛ مطلقا باطل (دائم و موقت)
2ـ کتابی:
الف ـ زن با مرد کتابی؛ مطلقا باطل (دائم و موقت)
ب ـ مرد با زن کتابی؛ دائم باطل است و موقت صحیح است.
3ـ اهل سنت:
الف ـ مرد شیعه با زن سنی؛ صحیح (دائم و موقت)
ب ـ زن شیعه با مرد سنی جایز نیست مگر اطمینان داشته باشد که زن از مذهب شیعه دست بر نمی دارد
قاعده الزام
مفاد قاعده: برخورد هماهنگ با مخالفان مذهب
توضیح : هر گاه مخالفان ما در قوانین خود رویه ای را اتخاذ کنند که از نظر امامیه باطل ولی به نظر آنان محکوم به صحت باشد تا حدی که آن رویه به ضرر آنان باشد امامیه می توانند آنان را ملزم به رویه خود نموده و بر طبق عقیده دینی انان برخورد نماید مثال؛
1ـ طلاق بدون حضور دو عادل : الف ـ شیعه باطل ب ـ اهل سنت صحیح . مرد شیعه می تواند بعد از انقضاءوعده آن زن را به عقد خود در آورد.
2ـ طلاق زن در حال عادت یا در پاکی مقاربتی : الف ـ شیعه باطل ب ـ اهل سنت صحیح . بعد از عده مرد و شیعه می تواند به آن زن رجوع کند.
3ـ قسم به طلاق : الف ـ شعه باطل ب ـ اهل سنت صحیح.مرد شیعه می تواند بعد از عده با آن زن ازدواج کند.
4ـ نکاح بدون شاهد : الف ـ شیعه صحیح ب ـ اهل سنت باطل. مرد شیعه می تواند با آن زن سنی ازدواج کند.
درهمین موضوع داستانی را نقل می کینم .
سلطان محمد خدا بنده یک یاز سلاطین عثمانی همسر خود را سه طلاقه کرد( که این طلاق از نطر اهل سنت جایز است و اگر شوهر اول بخواهد رجوع کند نیاز به محلل دارد و از نظر شیعه سه طلاقه در یک مجلس بدون رجوع باطل است.) بعد از اینکه سلطان محمد زن خود را سه طلاقه کرد پشیمان شد و می خواست از طریقی بدون محلل دوباره به زن خود رجوع کند ولی قانون اهل سنت اجازه نمی داد با مشورت با دانشمندان خود به او خبر دادند که در شهر حله عالمی به نام علامه حلی است که می تواند مشحکل اورا حل کند. علامه را دعوت به مجلس خود کرد. علامه وقتی وارد مجلس سلطان شد کفش خود را زیر بغل گرفت و وارد شد. سالطان محمد علت برداشتن کفش را پرسید علامه گفت : حنفی ها دزدند چنانکه ابو حنیفه کفش پیامبر را دزدید سلطان گفت: ابو حنیفه سالها بعد از پیامبر به دنیا آمده. علامه گفت : بله اشتباه کردم. شافعی دزدید. باز سلطان گفت : شافعی بعد از پیامبر به دنیا آمد. علامه گفت: مالکی دزدید. و همان جواب را سلطان داد. علامه گفت : حنبلی دزدید باز همان جواب را شنید و با این شگرد سخن برای علامه باز شد. رو کرد به سلطان و گفت: که همه اعتراف دارید که سران مذاهب اربعه در زمان پیامبر وجود نداشتند پس فتاوای آنان ماخوذ از پیامبر نیست به خلاف طائفه شیعه که تمام احکام را با حفظ اتصال به امیر المومنین (ع) می رسانند و حضرت علی د رزمان پیامبر و به منزله جان اوست و علم پیامبر را از خود آن حضرت اخذ کرده . علامه از این فرصت استفاده کرد و وارد بحث امامت شد و با برهان قاطع امامت حضرت علی را ثابت کرد.سلطان محمد شیعه شد و فرمان داد سکه بنام ائمه اثنی اشری زده شود. علامه حلی درباره طلاق همسر سلطان سوال کرد که آیا طلاق او د رحضور دو عادل بوده یا نه؟ سلطان گفت: هنگام طلاق کسی نبود و علامه حکم به بطلان طلاق داد و گفت همسر شما به زوجیت باقی است با شیعه شدن سلطان محمد باعث شد که بتواند با همسرش زندگی کند .
در خاتمه به این نکته توجه کنید که خانواده نخستین سنگ بنای اجتماع است د رتعریف خانواده رابطه زوجین شرط است و این را نه تنها اسلام و ادیان الهی بلکه جامعه شناسان نیز قبول دارند. روابط زوجیت مطلق دارای معنای گسترده است و همه روابط مالی و غیر مالی زوجین را در بر می گیرد. آنچه در خوشبختی خانواده بیش از قانون موثر است زن وشوهر باید با صفا و صمیمیت و وفادار یبا هم زندگی کنند و از کمک به یکدیگر دریغ نورزند و گذشت و فداکاری داشته باشند تا کانون خانواده را همیشه گرم . سعادتمند نگه دارند.