مقدمه

از آنجایی كه اجتهاد، هدف علم اصول فقه و ثمره آن است، در میان شیعه و اهل سنّت، پایگاه ویژه‌ای دارد. همه مشكلاتی که به علت بی‌قانونی به وجود می­آید، در پرتو شایستگی و كاردانی اجتهادی پویا، حل و فصل می‌گردند.

در این روزگار بر اساس اندیشه شیعه، به خاطر دوری از رهبران معصوم، راهی جز اجتهاد به سوی علم به احكام شریعت وجود ندارد و هیچ مرجع دیگری را جز مجتهد نمی‌تواند برای حوادث روزافزونی كه در جوامع بشری پدید می‌آیند، حكم و قانونی جامع ارایه دهد.

اجتهاد و مرجعیت دینی، از اعتقادات مهم شیعیان در عصر غیبت است و سرچشمه تحولات سیاسی و اجتماعی بسیاری در جامعه می­باشد.

 

متن نشست

ما مفتخریم که امام صادق(ع) رئیس مذهب ماست. تطور فقه، بعد از ائمه معصومین(ع) به دست علمای بزرگی است و که از آثار آنان و الهیات و معارف اسلامی، بهره زیادی می‌بریم. فقه با زندگی ما عجین است و همه مباحث کاربردی زندگی به فقه نیاز دارد.

برخی دانشمندان، سه عامل را برای تحول علم فقه ذکر کرده‌اند:

1. زمان (نمونه بارز در انقلاب کبیر ایران دیده می‌شود)، منظور از زمان دوره و و جریان‌های سیاسی و فرهنگی‌ای است که در عصر فقهای شیعه پدیدار می‌شد. شکی نیست که وضعیت اجتماعی و مذهبی و جریان‌های فکری و فرهنگی حاکم بر هر دوره، تأثیر مستقیم در مباحث فقهی دارد.  

2. عامل محیطی و مکانی: ویژگی‌های مراکز علمی حوزه که در هر یک از مدارس فقهی مدینه، کوفه، بغداد، اصفهان، حله، جبل عامل، نجف و قم متفاوت بود.

3. شخصیت فقیهان: مثل دوره حضور و مرجعیت شیخ طوسی.

دوره‌های ده‌گانه فقه شیعه

1. دوره تشریع: از آغاز بعثت تا رحلت رسول اکرم(ص)است که قرآن در این دوره نازل شد. این دوره شامل 13سال قبل از هجرت در مکه و10 سال پس از هجرت در مدینه می­باشد. 

این دوره را به این دلیل دوره تشریع نامیده­اند که شرعیات بر پیامبر(ص) نازل می‌شد.

حدود دو سوم آیات مکی، به اصول اعتقادی، داستان پیامبرانعليهم‌السلام و توصیف بهشت و جهنم است و آیات مدنی که حدود یک سوم اصول عمده احکام را داراست.

مباحث مطرح شده در مدینه: کیفیت اجتهاد، اجتهاد پیامبر(ص)، اجتهاد صحابه.

نکته1: رعایت مصلحت در تدریجی بیان کردن احکام همواره مورد نظر شارع بوده است؛ زیرا مردم بدوی و از دوره جاهلیت بودند. مشکلاتی مثل کندی انتقال فرهنگ به علت کم بودن افراد باسواد، قماربازی و شراب­خواری، شعر خواندن و... رواج داشت.

به دلایل فوق رسول اکرم(ص) قوانینی را آرام آرام آورد مانند:

«یسئلونک عن الخمر و المیسر قل فیهما اثم کبیر»؛[1] «یا ایها الذی ءامنوا لاتقربوا الصلاه و انتم سکاری»[2].

نکته2: تنوع عرضه احکام فقه از طریق قرآن است. ارایه احکام در قالب پاسخ و پرسش مردم از پیامبر خدا(ص) صورت می­گرفت. مثل «یسئلونک عن الشهر الحرام قتال، یسئلونک عن الانفال»، مباحث محرم و نامحرم، زینت و....

نکته3: سنت نبوی (اصول قول و فعل معصوم) در دوره تشریع، احادیثی از سنت نبوی وجود داشت و آیات الاحکام بررسی شد.

نکته4: شناخت سنت پیامبر(ص) به عنوان منبع فقهی، با سندهای کوتاه و معتبر از قول علی(ع) نیز از خصوصیات این دوره است.

نکته 5: احکام این دوره دو نوع است:

الف) احکام امضایی یعنی، احکامی که پیامبر(ص) امضاء کرد و آنها را رد نکرد، مانند بیع و اجاره. 

ب) احکام تأسیسی یعنی، احکامی که پیامبر تازه بیان کرد، مثل نماز بخوانید، همانطور که من نماز می‌خوانم. مؤسس این احکام پیامبر(ص) است.

در این دوره، مسأله امکان وقوع اجتهاد از طرف پیامبر(ص) نبود؛ چرا که اجتهاد برای پیامبر(ص) و معصومین(ع) قابل پذیرش نیست.

اقوال در مسئله­­­

پیغمبر(ص) در مباحث شرعی نمی‌توانست اجتهاد کند، اما در مباحث اجتماعی می­توانست.

در این مورد در میان اهل سنت، اختلاف نظرهای زیاد است، ولی نظر مشهور این است که پیامبر می­تواند اجتهاد کند.

سید مرتضی، قائل به وقوع اجتهاد از پیامبر(ص) و معصومین(ع) نیست. استدلال وی آن است که اجتهاد از راه ادله ظنی حاصل می‌شود. مخالفتش بر دیگران در همه حال حرام نیست. در صورتی که مخالفت با نظر پیامبر(ص) در همه حال حرام است.

شافعی نیز در الرساله، اجتهاد پیامبر(ص) را در احکام، جایز دانسته است.

علامه حلی، اجتهاد در حق پیامبر(ص) و معصومین(ع) را جایز نمی­داند؛ زیرا اجتهاد مفید به ظن است و خداوند قادر است از طریق وحی، احکام را برساند. بنابراین، نزد شیعه حکم مسئله روشن است.

در میان دانشمندان شیعه، آرای مختلف وجود دارد که عبارتند از:

. اجتهاد در همه امور برای پیامبر(ص) جایز است؛

. اجتهاد از راه رأی برای پیامبر(ص) جایز است؛

. اجتهاد در جنگ­ها برای پیامبر(ص) جایز است، نه در احکام شرعی.

هرگاه به پیامبر(ص) الهام نمی‌شد، اجتهاد می‌کرد و در این صورت اگر می‌خواست اجتهادش به خطا برود، خداوند او را حفظ می‌کرد.

چرا پیامبر(ص) نباید اجتهاد کند؟

پغمبر(ص) به وسیله وحی احکام را می‌گرفت و نیاز به اجتهاد نداشت.

اجتهاد یعنی، کشف احکام شرعی فرعی از ادله تفصیلی (مخطئه و مصوبه).

دوره اول  تشریع: «اجتهادهای صحابه در زمان رسول خدا(ص)»

روشن‌ترین نمونه اجتهاد در صحابه پیامبر(ص) تیمم کردن عمار بود. او در سفری نياز به غسل پيدا نمود و آب در اختیار نداشت، چون دستور تیمم بدل از غسل به هنگام فقدان آب را می‌دانست، ولی کیفیت آن را بلد نبود، دست به اجتهاد زد.

چرا عمار این کار را کرد؟

1. می‌خواهد بفهماند که نماز بدون طهارت صحیح نیست؛

2. خاک به هنگام فقدان آب، بدل از آب است؛

3.  مراعات مساوات میان  بدل و مبدل منه لازم است.

این دوره، کاملاً دوره حضور است و اجتهاد در این دوره وجود ندارد.

Ø     خصوصیات دوره اول

1.        نزول تدریجی آیات­الاحکام و تشریح تدریجی احکام.

2.        شکل­گیری سنت نبوی به عنوان منبع دیگر.

3. پیدایش نخستین رگه­های اجتهاد در میان اصحاب رسول خدا(ص).

دوره دوم: تفسیر و تبیین شریعت

این دوره از سال 11 هجری که سال رحلت پیامبر(ص) است تا آغاز غیبت صغری(260هجری. ق) ادامه دارد.

در این دوره، امام علی(ع) نتوانست احکام را تبیین کند. امام حسن(ع)، امام حسین(ع) و امام سجاد(ع) در وضعیت بحرانی و خفقان قرار داشتند و دعا را با ذکر صلوات شروع می‌کردند و سنت‌های پیامبر(ص) را زنده می‌کرد.

بیشترین مباحث اجتهاد از وجود امام باقر(ع) و امام صادق(ع) بود. امام صادق(ع) در این مقطع زمانی می‌فرماید:

چهار تن توانستند مکتب و احادیث و اندیشه پدر مرا زنده کنند، زراره، محمدبن مسلم، ابو بصیر و بریدبن معاویه عجلی. اگر اینها نبودند، کسی از تعالیم دین و مکتب پیامبر(ص) بهره‌ای نمی‌یافت.

شماری از کسانی که در زمان ائمه به اجتهاد و استنباط رسیدند عبارتند از: سعیدبن مسیب(م.94هـ.ق)، قاسم­بن محمدابی بکر(م. 106هـ.ق) و ابوخالد کابلی که هر سه فقیهان در مدینه بودند.

کلینی در کافی، باب مولد امام صادق(ع) از قول ایشان فرمود: «این افراد جزو کسانی­اند که امام سجاد(ع) به آنان اعتماد کرده است».

­طبقه اول فقیهان

1. فضل­بن شاذان نیشابوری (م260): وی امام رضا(ع) را درک کرده است. به نقلی ایشان، 60 کتاب تألیف کرده است. کتاب‌های ایشان در فقه، طلاق، ارث و... است.

2. ابان­بن تغلب: ایشان فتوی می­داد و از معصوم(ع) برای این کار اجازه داشت. امام باقر(ع) به ابان­بن تغلب فرمود: «اِجلس فی المسجد واَفته الناس فانی احب ان یری فی شیعتی مثلک».

3. زکریابن آدم: امام رضا(ع) به شیعیان  فرموند: «اگر به من دسترسی ندارید، معالم دین را از او بگیرید». همچنین به او وصیت کرد که در قم بماند.

4. یونس­بن عبدالرحمن: امام رضا(ع) فرمود: «اگر به من دسترسی ندارید، معالم دین را اخذ کنید از یونس­بن عبدالرحمن».

اصحاب اجماع

 فضل­بن شاذان، ابان­بن تغلب، یونس­بن عبدالرحمان به طور رسمی از سوی معصوم اجازه اجتهاد پیدا کردند.

 

مراکز علمی فعال در این دوره

مدینه منوره تا زمان امام صادق(ع)؛ کوفه که سعیدبن مسیب، خالد، قاسم در آنجا ساکن بودند؛ قم و ری که زکریابن­آدم، ابراهیم­بن هاشم کوفی در آنجا بودند.

Ø     خصوصیات دوره دوم

1. اهتمام به حفظ و نشر علوم دینی و احادیث پیامبر(ص) که عمده کوشش اصحاب امامیه صرف آن می­شد.

2. آموزش اجتهاد صحیح از سوی ائمه(ع) به اصحاب و معتبر شناختن آنان و ارجاع دادن مردم به آنان.

3. تألیف و جمع­آوری اصول أربعماة که دستمایه کتاب‌های حدیثی و فقهی دیگر بود.

4. انفصال علم حدیث از دانش فقه در آثار برخی از اصحاب.

5. بروز اختلاف و گرایش‌ها  در میان اصحاب و جدا شدن اهل اجتهاد از اهل حدیث و ایجاد نوعی تقابل میان دو گروه.

6. شکوفایی اجتهاد.



[1]. بقره: 219

[2]. نساء: 43