حق حضانت
چرا با این که مادر بیش از هر کسی برای فرزند زحمت کشیده است، حق حضانت و تربیت فرزند در نهایت به پدر واگذار میشود؟ آیا این حکم نشانه بی توجهی به زن ( مادر) و امتیاز دادن به مرد (پدر) نیست؟
حضانت به معنای تربیت، حفظ، صیانت و حمایت است. در کتب لغت به معنای «زیر بال گرفتن پرنده، تخم های خود را برای این که جوجه در آید» آمده؛ زیرا این عمل پرنده، نوعی حفظ و صیانت محسوب میشود.
حضانت در اصطلاح فقهي عبارت است از «ولايت و سلطه بر تربيت طفل و امور متعلق به آن مانند نگهدارى، خوابانیدن، سرمه به چشم او کشیدن، نظافت، شستن لباس و غیره».
همانطور که از تعریف پیداست «حضانت» با ولایت بر کودک که مربوط به اموال و حقوق مالی است، فرق دارد همچنین حضانت، شامل شیردادن به طفل توسط مادر نمی شود.
حکم حضانت در اسلام نیز مانند سایر احکام الهی بر اساس مصالح بندگان وضع شده است. در این مسأله بیش از هر چیز، مصالح کودک، تربیت و حفظ او در جامعه ملاک است. از سوی دیگر اسلام هم عواطف مادری و نیاز طفل به مادر را در نظر گرفته و هم تفاوت فرزند دختر و پسر در میزان وابستگی به پدر و مادر را و هم به بار مسئولیت نگهداری بچه و هزینه مالی آن و سایر امور توجه کرده است. در مورد ماهیت حقوقی «حضانت» و این که حق است یا تکلیف و حکم و آثار آن بحث های زیادی شده که در مباحث مفصل آمده است. دراین جا نیازی به طرح این جزئیات نیست. مهم آن است که نشان دهیم اسلام در درجه اول با ظرافت، مصالح کودک را در نظر داشته است و سپس منافع پدر و مادر او را لحاظ کرده است .
الف . حضانت تا دو سالگى: مادر در مدت شیرخواری طفل در صورت جدایی زن و مرد در حضانت وی اولویت دارد این نظر بین فقهای اجماعی است و روایاتی نیز نیز بر آن دلالت دارد. البته حکم حضانت و شیردادن یکی نیست. حضانت طی دو سال با مادر است، چه خودش شیر بدهد چه دیگری و چه بابت آن اجرات بگیرد چه نگیرد. دراین مدت مادر و بچه بیشترین نیاز و وابستگی را به هم دارند.
ب . حضانت از 2 تا 7 سالگى: راجع به بعد از دوران شیرخوارگی نظرات علما متفاوت است. فتوای مشهور علما از جمله حضرت امام خمینی (ره) بر این است که حضانت پسر بچه بعد از 2 سال با پدر است و حضانت دختر همچنان به عهده مادر است تا هفت سالگی و بعد به پدر واگذار می شود.
تا این جا اصل حکم حضانت بیان شد. با توجه به اصل حکم و نکاتی چند که در پی می آید، مساله روشن تر و کامل خواهد شد:
اول: به جهت مراعات حق کودک و سلامت جسمی و روانی او، در فتاوا و قوانین مدنی به شرایطی اشاره شده است. بعضي امين بودن و بعضي فاسق نبودن را شرط حضانت دانسته اند و نيز بعضى، شرط حضانت را نداشتن امراض مسری یا جنون ذکر کرده اند. قانون مدنی هم شرط حضانت را داشتن رفتار سالم و متعارف و عدم انحطاط اخلاقی پدر یا مادر ذکر مینماید. همه این ملاحظات و توجهات، برای مراعات حق کودک به عنوان یک انسان است.
دوم: پدر و مادر شرعاً و قانوناً حق سرباز زدن از وظیفه حضانت را ندارند چنان که گاهی ممکن است بر سر حضانت اختلاف و دعوی شود، گاهي هم ممکن است عدم پذيرش نگهدارى، موضوع دعوا شود، اما هیچ یک پذیرفته نیست.
سوم: وظیفه حضانت یکی از اهرمهای کنترل طلاق است چنان که در بحث طلاق مطرح شد اگر مردی مطمئن باشد که بعد از طلاق، وظیفه نگهداری کودکان و مسئولیتهای ناشی از آن به راحتی به عهده مادر قرار میگیرد و او بار دیگر به ایام تنهایی و آزادی از قیود مسئولیت بر میگردد، بهراحتی میتواند همسر خود را طلاق بدهد. اما با داشتن وظیفه تربیت و نگهداری فرزندان راه طغیان براینگونه افراد بسته میشود.
چهارم: وظیفه نگهداری از کودکان کار مشکلی است و مسئولیت های مختلفی دارد، از جمله تامین هزینه های زندگی که با توجه به سیاست های اسلام در مساله زن و مرد و وظایف مختلفی که در جامعه به عهده دارند، این کار بر عهده زنان نیست و اگر غیر از این باشد، مشکلات زیادی را در زندگی بانوان به وجود خواهد آورد. اگر منصفانه و عاقلانه به قضیه بنگریم، این حکم از بزرگترین الطاف به زنان است؛ خصوصاً که همراهی مادر با فرزند یا فرزندان، برای ازدواج بعدی زنان مانع بزرگی است این در حالی است که مرد به راحتی میتواند مجدداً ازدواج کند و بعد از مدتی زن را همراه با فرزند یا بدون فرزند رها کند.
پنجم: با توجه به موارد سقوط و شرایط تحقق حق حضانت برای هر یک از پدر و مادر، آنچه مورد توجه اسلام است، زندگی کودک و مصالح اوست. به همین دلیل برای صاحبان حق، خود به خود ساقط میشود البته احراز این شرایط و قیود باید برای دادگاه مسلم شود تا بتواند حکم صادر کند.
بسمه تعالی